خصوصی قانون اشتغال بیکاری اخبار اجتماعی

خصوصی: قانون اشتغال بیکاری اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث دامادی که خودش را مهندس معرفی کرده بود،چاه بازکن از آب درآمد ، گزارش دادگاه خانواده

مجتمع قضایی ونک شلوغ‌تر از روزهای دیگر به نظر می‌رسید. پشت در شعبه 261 دادگاه خانواده زوج‌های مختلفی در انتظار پیگیری به پرونده هایشان بودند که سر و صدای چند مر

گزارش دادگاه خانواده/ دامادی که خودش را مهندس معرفی کرده بود،چاه بازکن از آب درآمد

عبارات مهم : داماد

مجتمع قضایی ونک شلوغ تر از روزهای دیگر به نظر می رسید. پشت در شعبه 261 دادگاه خانواده زوج های مختلفی در انتظار پیگیری به پرونده هایشان بودند که سر و صدای چند مرد توجه همه را به خود جلب کرد.

کشور عزیزمان ایران نوشت: هنگامی که بحث آنها اوج گرفت، عروس و داماد و همراهان ارزش وارد دادگاه شدند و روی صندلی ها نشستند. قاضی «محمود سعادت» بلافاصله رو به زن کرد و گفت:«شما که دادخواست مطالبه مهریه تان را داده اید، بعد آیا این همه بحث و دعوا راه انداخته اید؟»

زن جوان که خود را «رعنا» معرفی می کرد، گفت: «آقای قاضی ازدواج ما به طور سنتی انجام شد. شوهرم در شب خواستگاری گفت مهندس ناظر هست، منزل ای دارد و اهل زندگی هست. پدرم هم قبول کرد که با مهریه 214 سکه با هم عقد کنیم. با این حال قول گرفتیم که 100 سکه را طی مدت 2 سال بپردازد. خیال می کردیم با پرداخت آن می توانیم جهیزیه و هزینه عروسی را آماده کنیم، ولی نه تنها در این مدت حتی یک سکه هم پرداخت نکرده، بلکه در صندوق عقب خودرویم که در اختیارش بود، تجهیزات تخلیه فاضلاب و چاه باز کنی پیدا کردیم.»

دامادی که خودش را مهندس معرفی کرده بود،چاه بازکن از آب درآمد ، گزارش دادگاه خانواده

داماد 30 ساله – از جا بلند شد و گفت: «چه ایرادی دارد؟ حالا مهندس نشد مدیر شرکت تخلیه چاه. درآمد ما که از خیلی ها زیاد است و…»

قاضی حرف مرد را قطع کرد و رو به زن گفت: «البته اشتغال مرد به چنین شغلی منافی مصالح خانواده نیست. ولی در مورد پرداخت سکه ها آیا تعهد مورد نظر را ثبت کرده اید؟» رعنا جواب داد:«بله در عقدنامه قید کردیم ولی مسئله فقط این نیست. ما خیلی سریع متوجه شدیم این آقا نه تنها منزل ای از خودش ندارد، بلکه مبایعه نامه ملکی که به ما نشان داده، مال خودش نیست و متعلق به پدربزرگش است…»

مجتمع قضایی ونک شلوغ‌تر از روزهای دیگر به نظر می‌رسید. پشت در شعبه 261 دادگاه خانواده زوج‌های مختلفی در انتظار پیگیری به پرونده هایشان بودند که سر و صدای چند مر

در این لحظه پدر رعنا گفت:«آقای قاضی، ما خانواده آبرومندی هستیم. جهت ما صداقت خیلی مهم تر از ثروت و شغل هست، ولی خیلی سریع متوجه شدیم دامادمان که نه تنها دروغ های زیادی به ما گفته، بلکه اهل خلاف هم هست. شب عقد، دوستانش حال خوشی نداشتند و دامادمان در برابر اعتراض ما، از آنها حمایت کرد. چند وقت است که فهمیده ایم با همان دوستان بساط شب نشینی دارند و هنگامی که دخترم نیمه شب به او تلفن زده به دروغ گفته در حال باز کردن چاه هستند. مگر ساعت 12 شب کسی چاه منزل اش را باز می کند؟ آیا این آدم ما را راحت و… فرض می کند؟»

محمود از جا بلند شد و با اعتراض گفت:یکی از پرسشها ما این است که پدرزنم بیش از حد در زندگی دخترش دخالت می کند. ما هنوز زندگی مان را شروع نکرده ایم دارد مرا سین جیم می کند، وای به روزی که زیر یک سقف برویم.

قاضی از پدر رعنا پرسید:«معمولاً پدر و مادرها قبل از عقد راجع به عروس یا دامادشان تحقیقات مورد نیاز را انجام می دهند. مگر شما در این باره پرس و جو نکرده بودید؟» پدر رعنا جواب داد: «راستش تحقیق کردیم. مثلاً به محلی که گفته بود مهندس ناظر آنجاست رفتیم که کارگرها هم تأیید کردند او مرد خوبی هست، ولی بعد از این دعواها فهمیدیم به آنها هم پول داده بود تا تعریفش را کنند. یک بار هم عمویش به ما زنگ زد تا راجع به سند ارثیه پدری ارزش تذکر بدهد. همان روز هم گفت که برادرزاده اش قبلاً یک بار نامزد کرده ولی چیزی در این باره به ما نگفته بود.»

دامادی که خودش را مهندس معرفی کرده بود،چاه بازکن از آب درآمد ، گزارش دادگاه خانواده

داماد جوان خواست چیزی بگوید، که قاضی طرفین پرونده را به آرامش دعوت کرد و ادامه داد:«دلیل حضور شما دادخواست مطالبه مهریه است.» سپس رو به محمود گفت:«مهریه حق قانونی هر زنی است و شما باید مهریه همسرتان را پرداخت کنید. ولی اگر مالی در اختیار ندارید یا همسرتان اموالی از شما به دادگاه معرفی نکند، می توانید لایحه اعسار بدهید تا راجع به آن تصمیم گرفته شود.»محمود جواب داد:«من هیچ چیز ندارم. ماشین زیر پایم هم نیز مال رعناست که در اختیار من هست. حقوق و درآمدم هم کم و زیاد می شود…»

رعنا دوباره وسط حرفش پرید و گفت:«تو که چیزی نداری، جهت چه به خواستگاری من آمدی؟! تو نبودی که دادخواست منع تحصیل و منع اشتغال مرا به دادگاه دادی؟» قاضی بار دیگر آنها را به سکوت دعوت کرد و بعد هم مطالبی را نوشت و از آنها خواست تا زیر برگه ها را امضا کنند. هنگامی که عروس و داماد از در دادگاه خارج شدند، دوباره با هم شروع به بحث و مجادله کردند و سر و صدایشان در فضا پیچید.

مجتمع قضایی ونک شلوغ‌تر از روزهای دیگر به نظر می‌رسید. پشت در شعبه 261 دادگاه خانواده زوج‌های مختلفی در انتظار پیگیری به پرونده هایشان بودند که سر و صدای چند مر

واژه های کلیدی: داماد | معرفی | مهندس | دادگاه | خانواده | خانواده | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs